روضه داریم

درخواست حذف این مطلب

صبح زنگ زدم به خانم پ که مداح است ، هماهنگ که فردا ساعت چهار بیاید خانه ی ما برای روضه...بله! 


همه چیز که قطعی شد افتادم به جان خانه ، اتاق خواب را مرتب و جاروبرقی کشیدم ، حالا نوبت اتاق حبه ست ، روی اجاق گاز هم نخود گذاشته ام که بپزد...نگفتم بهتان که قرار است آش بپزم و به مهمان ها آش هم بدهیم.بانیِ این آش من نیستم ، نذر یک دوست عزیزی از خواننده های اینجاست که قسمت زیادی از هزینه هایش را داده و من فقط ادایش می کنم.

 

وسط همه ی کارها زنگ می زنم به مهمان ها و دعوتشان می کنم.بعد از ظهر هم باید بروم سبزی و عدس و لوبیا و بقیه ی مخلفات را ب م.شب هم باید پیاز داغ و کشک را آماده کنم و بگذارم توی یخچال برای فردا و ....


دلم می خواهد لااقل سالی یکبار توی خانه مان روضه داشته باشم ، دلم می خواهد این روضه گرفتن تبدیل به یک سنت خانوادگی بشود مثل نذری ای که پدربزرگ مادری روز عاشورا می دهد و الان یک سنت چهل ساله خانوادگی ست.


یک چیزی بگویم و بروم به کارهایم برسم.لطفا بیایید به عقاید هم احترام بگذاریم.بگذاریم آدمها یک کارهایی را دلی! انجام بدهند حتی اگر از نظر ما آن کار عقلی و منطقی نباشد.روضه گرفتن یکی از آن کارهاست که ممکن است برای بعضی ها فلسفه و مفهوم خاصی نداشته باشد ، اما برای خیلی های دیگر هم پر از حس و حال خوب و دوست داشتنی ست.